کیفیت زندگی را عمق پرسش‌هایی که مطرح می‌کنیم، مشخص می‌کند. پس بپرس. نه اینکه من پاسخ را می‌دانم. بپرس تا به عمق پرسش‌های من بیافزایی.

جهانِ نو

عشق در حال ورود است. جهان نو می‌شود و زمین به جایی بهتر برای زیستن بدل خواهد شد.
the new earth

امروز سیاره زمین و تمام ساکنان آن عصر و زمانه‌ی ویژه‌ای را تجربه می‌کنند. دوره‌ای خاص که ما را به منزلگاه دیگری در تاریخ حیات بشر رهنمون می‌شود. دوره‌ی گذار از بُعد سوم و ورود به بُعد پنجم. با یک تفاوت ویژه و بسیار خاص. این گذار می‌تواند به صورت فیزیکی اتفاق بیفتد و این یک موهبت بزرگ است که جهان هستی در اختیار انسان امروز قرار داده است.

 ما در حال نزدیک شدن به قلمروی ذاتی و بنیادی آفرینش هستیم. آنجا که سرچشمه جریان مدام و پرشور زندگی است. آنجا که منبع اصلی شعور و آگاهی است.

 تمام قوانین در حال نو شدن است. دوران نیوتن را پشت سر می‌گذاریم و وارد روزگار قوانین زیر اتمیِ کوانتوم فیزیک می‌شویم. این نو شدن و پوست انداختن اجتناب ناپذیر است. اراده‌‌‌‌‌‌‌ی خالق در جهت تکمیل این فرایندِ تکاملی است و هیچ نیرویی در تمام کائنات توان متوقف کردن و یا حتی به تأخیر انداختن آن را ندارد، زیرا که این سرنوشت حتمی سیاره زیبای زمین است که در سطح انرژی اتفاق می‌افتد.

 در طی این مسیر هیچ چیز از تغییر در امان نخواهد بود. از انسان گرفته تا گونه‌های جانوری، شرایط اقلیمی، گونه‌های گیاهی و حتی سیر خطی زمان تغییر خواهد کرد. کما اینکه همین امروز این تغییر و تبدیل برای اهل اندیشه ملموس و قابل درک است. تمام نظام‌های علمی، اعتقادی، سیاسی و اقتصادی حاکم بر جهان فرو خواهد ریخت و یا دست کم شامل تغییرات بنیادین خواهد شد.

 اما نکته مهم و اساسی اینکه امکان مقاومت در برابر این موج قدرتمند تغییرات وجود ندارد. حتی تسلیم شدن و واکنش منفعلانه نیز چاره کار نیست. بلکه باید اجازه دهیم موج تغییرات از ما نیز عبور کند. یعنی اینکه من و تو نیز همراه با جهان تغییر کنیم و پس از اینکه تغییرات در ما به طور کامل درونی شد و به صورت صحیح در مسیر قرار گرفتیم، حال وقت آن فرا رسیده که به پیشرفت این فرآیند کمک کنیم. زیرا جهان امروز و موقعیت خاصی که در آن قرار داریم، بیش از هر چیز نیازمند انسان‌های کُنشگر است. آنها که همواره  تلاش می‌کنند تاثیرگذار باشند و در اصطلاح دِین خود را به جهان ادا کنند. البته بهتر است به جای کلمه دِین، از واژه هدیه استفاده کنیم. هر یک از ما هدیه‌ای همراه خود داریم که باید به زندگی عطا کنیم، و هدیه ما همان انجام رسالتمان است، و رسالت هرچه باشد، در جهت پیشبرد روند مثبت و تکامل جهان هستی خواهد بود.

ما اولین نسلِ انسان خواهیم بود که زندگی را از منظر انرژی می‌نگرد. و بر اساس قوانین فیزیک مدرن یعنی کوانتوم فیزیک مسائل و پدیده‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کند. دیگر این علوم مختص دانشمندان و فیزیکدانان و در  پس درب بسته آزمایشگاه‌ها و کلاس‌ها باقی نخواهد ماند. دیگر این قوانین منحصراً علوم تئوریک مناسب برای چاپ در کتاب‌ها و نشریات علمی نیستند و محدود به فیلم‌های علمی تخیلی اغراق‌آمیز سینماها که هدفی جز کسب منفعت اقتصادی ندارند، نخواهد بود.

اما موضوع اساسی و در واقع پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان با جریان تغییرات، این موج عظیم روان به سوی خیریتِ تکامل یافته همراه شد، و مهم‌تر اینکه چگونه می‌شود به پیش برد آن کمک کرد؟

اولین و البته مهمترین قدم برای شروع هر تغییر درک لزوم آن است. موضوعی که ما آن را چرایی می‌نامیم. چرا باید تن به این تغییر و دگرگونی بدهم؟ برای پاسخ به این پرسش بنیادی، لازم می‌دانم به چند نکته اشاره کنم:

نخست اینکه بدانیم اساس هستی، نظام آفرینش و کائنات بر حرکت و تغییر بنا شده است. هیچ پدیده‌ای را در عالم نمی‌توانید بیابید که از تغییر و آنتروپی در امان باشد. حتی صخره‌ای بزرگ در دل کوهستان هم در اثر وزش باد، رویش گیاهان، عبور و مرور جانوران و جریان آب، به مرور دچار فرسایش و نابودی می‌شود. و جالب است بدانید همان صخره‌ی به ظاهر ساکنی که از دید ناظر انسانی، سالیان دراز است که مستحکم و ثابت در جای خود نشسته و تکان و حرکتی ندارد، در واقع در دل خود و در سطح زیر اتمی با سرعتی باورنکردنی در حال نوسان و حرکت است. حرکتی که دلیل اصلی وجود و بودن آن است. پس هر پدیده‌ای در عالم هستی از جمله انسان، برای اینکه بتواند وجود خود را حفظ کند و حضورش را به جهان هستی نشان دهد، محکوم به تغییر و حرکت است.

 دوم اینکه همانطور که پیشتر اشاره شد مقاومت در برابر این موج تغییرات که در حقیقت یک تغییر فاز حتمی و قطعی در کل سیستم انرژی سیاره زمین است، امکان‌پذیر نیست. در واقع هر موجود یا پدیده‌ای که قصد مقاومت یا سرپیچی از آن را داشته باشد به قطع محکوم به فناست. و سوم، تغییرات هر قدر هم که سخت و طاقت فرسا باشد زندگی را راحت‌تر و بهتر و زیباتر خواهد کرد و زمین را به جایی بهتر برای زیستن بدل می‌کند.

 اما چطور تغییر کنیم؟

 اولین قدم دست کشیدن از داشتن نگاه مادی به جهان و پدیده‌های آن و مهم‌تر از همه خودمان است. باید بدانیم و بالاتر از آن باور داشته باشیم که موجوداتی صرفاً مادی نیستیم. بدانیم یا نه ما موجوداتی هستیم صاحب کالبدهای متعدد که کالبد فیزیکی، آنچه با چشم قابل دیدن است فقط یکی از آنهاست و البته کالبد انرژتیک دیگرِ آنها. درجه‌ی اهمیت هر یک از این بدن‌ها با دیگری فرقی ندارد و همه به یک میزان حائز اهمیت هستند. همینطور رابطه‌ی ما با آنها نیز به یک اندازه مهم است. ولی متأسفانه اکثر ما تا به امروز، بیشتر توجه خود را معطوف به کالبد مادی (فیزیکی) یعنی آنچه که می‌بینیم، کرده‌ایم و از دیگر کالبدها از جمله بدن انرژتیک خود غافل بوده‌ایم. در حالی که همه چیز در عالم انرژی است و آگاه بودن و عطف توجه به این موضوع نه تنها حیاتی است، که باعث می‌شود راحت‌تر، سالم‌تر، غنی‌تر و سعادتمند زندگی کنیم.

 در مسیر پذیرا شدن این تغییر همه جانبه و فراگیر، موضوع مهمی که پس از پیدا کردن نگاه غیر مادی، باید به آموختن  آن همت گمارد، توانایی مدیریت انرژی است. که همه چیز از جنس آن است. در حقیقت بزرگترین و گرانبهاترین دارایی ما، همین انرژی است که به یک اندازه در اختیار همه قرار گرفته، و هر روز و هر لحظه قرار می‌گیرد و همه به یک میزان  از آن بهره‌مندند. اما هزینه کردن آن و در واقع به تعبیری سرمایه‌گذاری آن در امور مختلف زندگی، مهارتی است که همه در یک سطح در آن ماهر نیستند. بعضی تمام گوهرِ انرژی خود را در جهت رشد و پیشرفت و خدمت در رسالت خود صرف می‌کنند و گروهی دیگر آن را در امور غیر ضروری یا حتی مخرب و زیان آور مصرف کرده و در اصطلاح این گوهر ارزشمند را هدر می‌دهند. ولی خبر خوب اینکه با خواستن، بذل توجه و ممارست می‌توان در این مهارت خبره شد. و این شاید تمام چیزی است که باید برای همسو شدن با تغییرات عظیم جهان هستی انجام دهیم، رها کردن نگاه متریالیستی (مادی‌گرایانه)، شناخت انرژی و فراگرفتن توانایی مدیریت آن.

 اما اینکه چطور می‌توان به پیشرفت این موج وسیع تغییرات کمک کرد؟

 حضرت مولانا در یک بیت به بهترین و کامل‌ترین شکل پاسخ این پرسش را می‌دهد:

تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید؟

 تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ خود برافروز 

با خواندن این بیت، به نظر می‌رسد، پاسخ واضح باشد. هر آنچه می‌خواهی برای تغییر جهان اطرافت انجام دهی، برای خود انجام بده. اگر می‌خواهی دنیایی زیباتر و سرسبزتر داشته باشی، باغچه خانه خود را آباد کن. اگر می‌خواهی صلح را در جهان برقرار کنی، از درون با خود به صلح برس. اگر می‌خواهی جامعه‌ای سالم‌تر داشته باشی، به سلامت جسم و روان خود بپرداز. اگر می‌خواهی شادی در جهان حاکم باشد، شاد باش و تخم شادی پراکن. و در نهایت اگر می‌خواهی استیلای عشق را بر جهان بگسترانی، عشق را در وجود خود بپروران. این تمام کاری است که باید برای کمک به بهبود جهان هستی و کمک به گسترش موج تغییرات انجام دهی. همه چیز از تو آغاز می‌شود و اگر قرار بر روییدن درخت پربار و برگ عشق در پهنه‌ی گیتی باشد، آن درخت در قلب هر یک از ما ریشه دارد. تمام انرژی گرانبهای وجودت که اصل و بن‌مایه حیات است باید در این راه صرف شود که این مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسئله امروز بشر است.

 و این را بدان، گاهِ شکوفایی بشر نزدیک است. آنچه در گذشته اساس زندگی را تعیین می‌کرد، دیگر کارایی ندارد و عصر جدیدی از شعور و آگاهی و البته عشق در حال ورود است. به بُعد پنجم، بُعد عشق و آگاهیِ زمین خوش آمدید. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین اپیزودهای منتشر شده‌ در کانال پادکست "نسخه‌ی برتر"

کاور پادکست نسخه برتر

اپیزود ویژه دوم: صلح درون

زمان آن فرارسیده که دیدگاه خود را به صلح، به عنوان نتیجه یک فرآیند سیاسی که در بیرون از ما اتفاق می‌افتد، تغییر دهیم و خاستگاه واقعی آن را درون خود بیابیم.